کامل ساختمان مناطق محروم تخریب ساختمان

کامل: ساختمان مناطق محروم تخریب ساختمان چهارمصدوم اعطای تسهیلات مناطق محروم مقاوم سازی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

دوربین روی سواحل شمالی فرانسه به رقص درمی‌آید، جایی نزدیک به مرز بلژیک؛ جایی‌که در آخرهای مِی و اوایل ژوئن 1940 مکانی پرخطر بود. درست در همین مکان پرخطر نیروهای

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

فیلم «دانکرک»؛ معجزه ی رهایی 300 هزار سرباز

عبارات مهم : تصویر

دوربین روی سواحل شمالی فرانسه به رقص درمی آید، جایی نزدیک به مرز بلژیک؛ جایی که در آخرهای مِی و اوایل ژوئن 1940 مکانی پرخطر بود. درست در همین مکان پرخطر نیروهای بریتانیایی گرفتار شده است اند.

به گزارش هفته نامه چلچراغ، دوربین روی سواحل شمالی فرانسه به رقص درمی آید، جایی نزدیک به مرز بلژیک؛ جایی که در آخرهای مِی و اوایل ژوئن 1940 مکانی پرخطر بود. درست در همین مکان پرخطر نیروهای بریتانیایی گرفتار شده است اند. نیروها در مرز دریاییِ شهری به نام «دانکرک» در انتظار نجات هستند و خبر ندارند به زودی در همان مکان طعمه نیروهای آلمانی خواهند شد. بر اساس شواهد تاریخی، بالاخره نیروهای نجات از راه می رسند، نیروهایی در قالب قایق های نجات موسوم به «کشتی های کوچک». وینستون چرچیل نجات صدها هزار مرد انگلیسی از این مهلکه را «معجزه رهایی» می نامد.

در آخر قصه حقیقی که در تاریخِ جنگ آمده، مردان به آغوش خانواده خود در انگلستان بازمی گردند و ماجرای تخلیه دانکرک در حافظه تاریخی همگان می ماند تا بالاخره یک روز کریستوفر نولان تصمیم می گیرد آن را سوژه فیلم خود کند. فیلمی به نام «دانکرک» که ماجرای تخلیه سربازان انگلیسی از شهر دانکرک را به دور از هیاهوهای سیاسی و حتی نمایش چرچیل به تصویر کشیده هست. فیلمی که به محض اکران روی پرده های نمایش سینما، محل بحث منتقدان سینمایی شده است و خوراک رسانه ها را فراهم کرده است و البته محتوای دانکرک و کارنامه کارگردان آن بدون تردید استحقاق این پرداخت های رسانه ای را دارد.

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

هشدار: خطر لو رفتن کمی تا قسمتی از داستان فیلم (فقط شاید کمی تا قسمتی که خیلی ها هم می دانستند، بعد خواندن مطلب را شروع کنید!)

دوربین روی سواحل شمالی فرانسه به رقص درمی‌آید، جایی نزدیک به مرز بلژیک؛ جایی‌که در آخرهای مِی و اوایل ژوئن 1940 مکانی پرخطر بود. درست در همین مکان پرخطر نیروهای

وقتی زمین و دریا و آسمان به هم می آیند تا فیلمی ساخته شود

سه قصه مرتبط با هم به صورت غیرخطی در هم تنیده شده است اند و قصه ای واحد به نام «دانکرک» را شکل داده اند. قصه ای یک هفته ای، قصه ای یک روزه و قصه ای یک ساعته در کنار هم، فیلمی 106دقیقه ای را روی زمین، دریا و هوایی که اسیر «جنگ» می شود، به وجود آورده اند. هرچند قصه دانکرک خیلی طولانی نیست (یکی از کوتاه ترین قصه هایی که نولان تا کنون به تصویر کشیده است)، ولی جرقه آن 25 سال پیش در ذهن کریستوفر نولان زده شده است هست. زمانی که با همسرش ولی توماس از راه دریا به دانکرک می رفتند، این ایده به ذهنش آمد و فیلمنامه ای جهت آن نوشت، ولی بعدا تصمیم گرفت تجربه های کافی در زمینه فیلم سازی کسب کند و سپس به سراغ این سوژه برود. او از ابتدا جهت این فیلم به دنبال روایت جنگ به صورت بصری بود و به همین خاطر کمتر از دیالوگ بهره گرفته.

درواقع تلاش کرده هر آ ن چه را که در نظر دارد، از زاویه نگاه کاراکترها و به کمک تصویر بیان کند. بالاخره این فیلم ساخته شد و در 13 ژوییه 2017 روی پرده های سینما در لندن به اکران درآمد. حالا بسیاری از طرفداران نولان منتظرند این فیلم به دستشان برسد و مانند بقیه آثارش آن را نوش جان کنند. ولی پیش از آن که طرفداران به تماشای این فیلمِ راویِ جنگ بنشینند، شاید بد نباشد مروری بر نگاه منتقدان و رسانه های دنیا بر آن داشته باشند تا با علمِ به این که قرار است دقیقا چه چیزی ببینند و چه انتظاری از آن داشته باشند، سطح توقع خود را هنگام تماشا با محتوای به نمایش درآمده، هماهنگ کنند و خدای نکرده «توی ذوقشان» هم نخورد!

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

افسانه مغموم دانکرک

دوربین روی سواحل شمالی فرانسه به رقص درمی‌آید، جایی نزدیک به مرز بلژیک؛ جایی‌که در آخرهای مِی و اوایل ژوئن 1940 مکانی پرخطر بود. درست در همین مکان پرخطر نیروهای

«بدون خون و خون ریزی، کسل کننده و تهی» این تیتری است که دیوید کاکس، منتقد گاردین، راجع به دانکرک نوشته هست. او راجع به فیلمی که در عرض یک هفته اکران به فروش 100میلیون دلاری در گیشه ها دست پیدا کرده، این طور در گاردین نوشته است: «سوژه به نظر خیلی جالب می آید: افسانه دانکرک که قرار است در آن نیروهای ارتشی به کمک قایق های نجات از ساحلی پرآشوب به ساحلی آرام در وطن خود برسند. ولی سینما قرار است چه چیزی از مهارت های لجستیکی، شجاعت، تردیدها، بحث و جدل ها و وحشت های آدم های درگیر این ماجرا به نمایش بگذارد؟» پرسش کاکس به نظر معقول و بجا می آید؛ واقعا این فیلمِ جنگی قرار است راجع به قصه ای که همه آخر آن را می دانند، چه چیزی را به نمایش و از چه راهی روی مخاطب تاثیر بگذارد؟ این تحلیل گر که ظاهرا آشنایی کافی نسبت به قصه تاریخیِ دانکرک دارد، اعتقاد است داستانی که نولان روایت کرده، بسیاری از بااهمیت ترین بخش های این قصه را از قلم انداخته است.

مثلا در این فیلم نشان داده نمی شود که چطور بریتانیایی ها از چنگال جت های جنگنده آلمانی که مانند عقاب در آسمان بالای سرشان می چرخند و منتظر شکار حسابی هستند، نجات پیدا می کنند. این توصیه ای است که بسیاری از دیگر منتقدان نیز به آن اشاره کرده اند.

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

برای مثال آنتونی لین، منتقد سینماییِ هفته نامه نیویورکر نیز به این مسئله اشاره کرده و اعتقاد است کسانی که از کم وکِیف این ماجرای تاریخی آگاه اند و به دنبال کشف بعضی زوایای پنهان در آن هستند، با دیدن این فیلم مایوس و سرخورده می شوند، چراکه فیلم چنین کشف های بزرگی را به نمایش نمی گذارد و البته به نظر می رسد اساسا نولان نیز به دنبال چنین «کشفیاتی» نبوده و صرفا تلاش داشته به کمک تصاویر، این مناسبت را به نمایش بگذارد. توصیه دیگری که کاکس به عنوان منتقد به آن اشاره می کند، در مورد دیالوگ سازی به شیوه ای معنادار جهت خلق کاراکترهاست. او اعتقاد است چنین چیزی در دانکرک اتفاق نمی افتد و غیاب این دیالوگ سازی نوعی نقص جهت فیلم است.

هرچند نولان توضیح داده که هیچ گاه قصد نداشته از زاویه ای سیاسی به ماجرای تخلیه دانکرک بپردازد، ولی کاکس که ظاهرا اهمیت زیادی جهت این وجه از ماجرا قائل هست، اعتقاد است این که مخاطب در طول فیلم «حتی یک سرباز آلمانی هم نمی بیند، چه برسد به سیاستمداران و سایر افرادی که در کانون این ماجرا قرار دارند» مسئله بزرگ دیگر این فیلم هست. نولان نیز در پاسخ به این قبیل انتقادها گفته که قصد نداشته وارد شرح سیاسی شود. کاکس انتقادهای فمینیستی نیز به این فیلم داشته و نوشته است: «زنان از بازی و ایفای نقش حقیقی در این فیلم کنار گذاشته شده است اند. نهایتا نیز در نقش های کلیشه ای مثل آوردن چای جهت مردان، محصور و زندانی شده است اند.

این در حالی است که در دنیای واقعی و در ماجرای حقیقی، تعداد زیادی از زنان جزو پرسنل ارتشی بودند که به عنوان آخرین نفرها از ساحل خارج می شوند. دختران بسیاری تا لحظه نهایی در این ماجرا گرفتار شده است بودند که آن طور که شایسته ارزش هست، در این فیلم به آن ها پرداخته نشده است.»

این فیلم جنگی، یک فیلم جنگی نیست!

«دانکرک درواقع به هیچ عنوان یک فیلم جنگی نیست.» این کلام آخر منتقد سینماییِ گاردین هست. او اعتقاد است این که فیلم صحنه های خون و خون ریزی یا نزاع و درگیری را چندان به نمایش درنیاورده، باعث می شود در ژانر «فیلم جنگی» قرار نگیرد. او می گوید: «این فیلم درحقیقت قصه نجات است و در تمام بخش های فیلم عنصر «تعلیق» در اولویت قرار گرفته است.» البته این توصیه ای است که نولان نیز آن را پذیرفته و به آن معترف هست. ولی کاکس تا جایی در این نقد خود پیش می رود که دانکرک را به فیلم «جاذبه» (Gravity) تشبیه می کند؛ فیلمی که در آن یک فضانورد جهت نجات خود از فضا تلاش می کند و البته این منتقد اعتقاد است سربازها در فیلم دانکرک حتی به قدر آن فضانورد نیز جهت نجات خود تلاش نمی کنند، بلکه صرفا در انتظار منجی نشسته اند، گویی خود را به دست آینده سپرده اند.

البته واقعیت این است که راویان حقیقیِ تاریخ از تخلیه دانکرک هم چیزی مشابه به همین تصویر نولان را گفته اند. جهت مثال سیگنالر آلفرد بالدوین که در سال 1940 در جریان تخلیه دانکرک حضور داشته، می گوید: «مثل این بود که منتظر اتوبوس در خیابان ایستاده باشید. هیچ اصراری نبود و کسی به کسی فشار نمی آورد.» به هرحال این منتقد که اعتقاد است فیلم نولان حرفی یا چیزی جهت گفتن نداشته، به لطف کمپانی برادران وارنر و شهرت دیرین نولان، به اثری هنری تبدیل شده است که همه مردم دنیا جهت تماشای آن سر و دست می شکنند.

این فیلمِ بد، خوب است

منتقدان معمولا چاقویی به دست می گیرند و فیلم ها را سلاخی می کنند؛ چون کارِ آن ها همین هست. به خاص اگر فیلم متعلق به کارگردان سرشناسی مثل نولان باشد، طبیعی است که همه تلاش دارند به قول معروف «گافی» در آن پیدا کنند و از آن ایراد بگیرند تا بگویند حتی معروف ترین ها نیز از چنگال تیزبینیِ آن ها در امان نخواهند بود. ولی در آخر اگر فیلم اصالتا خوب باشد و فرد را میخکوب کرده باشد، آن فرد منتقد به ناچار در جایی از نقد خود به خوب بودنِ آن معترف می شود. مثل آنتونی لین، منتقد نیویورکر، که درنهایت ناچار می شود تیغ سلاخی اش را کنار بگذارد و اقرار کند این فیلم با همه نقص ها و نقدها «خوب» هست. او در این باره می گوید فیلم هر از گاهی موجی به راه می اندازد و با آن محکم به صورت مخاطب می کوبد. این منتقد نوشته: «این فیلم به ما نشان می دهد چطور هنگامی که اتفاقی برایمان رخ می دهد، زحمت می کشیم و چطور تلاش می کنیم نسبت به آن تصویر العمل نشان دهیم.

ما در موقعیت این سربازها قرار نگرفته ایم، ولی حداقل با این فیلم وحشت آن ها را احساس می کنیم.» درنهایت همان طور که در فیلم، معجزه مانند باران بر سر سربازها فرود می آید، در خارج از فیلم نیز با وجود همه نقدهای تند و تیز، معجزه بارانی بر سر کریستوفر نولان فرود می آید، نقدها را می شویَد و درنهایت دوباره اثر او را به یک فیلم دیدنی تبدیل می کند؛ فیلمی جنگی که قصه فرار را به زبان تصویر روایت می کند.

دانکرک بازی به خاطر نولان یا استایل؟

«دوست دارم دانکرک را ببینم، چون هری استایل را دوست دارم.» این جمله ای است که بسیاری از نوجوان های اهل فیلم در مورد دانکرک می گویند، یا از لابه لای حرف هایشان می توان به آن پی برد. جهت آن ها هری استایل همان آیدل یا بتی است که در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … دنبال می کنند و تا سرحد فوت دوستش دارند. هری استایل که تنها 23سال دارد، هم در قالب خواننده و هم به عنوان بازیگر در عرصه هنر ظاهر شده، ولی حضور در دانکرک و قرار گرفتن نامش در کنار نام کارگردان این فیلم می تواند اعتباری تازه به حرفه هنری او ببخشد و شاید در این مسیر نگاه نوجوان ها به خاص نوجوان های ایرانی نیز قدری نسبت به او عوض کردن کند. وجه خوب ماجرا شاید این باشد که این نوجوان ها به واسطه هری استایل و دانکرک زیاد با کریستوفر نولان آشنا خواهند شد؛ کارگردانی که 9 فیلم با نمره «خیلی خوب» در کارنامه خود دارد و در این میان اکثر آن ها به آثار برجسته و ماندگار در سینمای دنیا تبدیل شده است اند. نمونه اش هم فیلم «حیثیت» (Prestige) است که همین شبکه فاخر چهار صدا و سیما هر چند ماه یک بار به مناسبتی آن را پخش می کند.

کارگردان هایی در دنیا وجود دارند که بسیار زیاد از نولان فیلم ساخته و روی پرده نقره ای اکران کرده اند، ولی حتی یک نشان افتخار برنز نیز به خاطر آثار خود دریافت نکرده اند. این در حالی است که نولان تا کنون 26 بار نامزد جایزه اسکار شده است و از این میان هفت بار نام خود را به عنوان برنده این تندیس طلایی به ثبت رسانده هست. شاید به خاطر همین رکوردشکنی هاست که نام نولان در کنار نام های بلندآوازه ای مانند هیچکاک، کوبریک، اسپیلبرگ و جیمز کامرون قرار گرفته هست. دانکرک شاید عالی ترین اثر سینمایی نباشد، ولی به گفته بسیاری از تحلیل گران یکی از عالی ترین آثار در زمینه تصویرِ جنگ است (البته با احترام به نظر دیوید کاکس، منتقد گاردین، و سایر منتقدان که این فیلم را غیرجنگی دانسته اند) و شاید بتواند راه را جهت شناختِ زیاد آثار جالب تر و محبوب ترِ نولان جهت نوجوانان، به خاص آن دسته که کشته مُرده یا به قول خودشان «فَن» هری استایل هستند هم باز کند. قطعا طرفداری از هری استایل جای خودش را دارد، ولی طرفداری از این فیلم به هوای هری استایل و با نادیده گرفتنِ کارگردان، جفا به نام و آوازه کریستوفر نولان و آثار درخشانی است که در تاریخ سینما به ثبت رسانده هست. شاید به همین خاطر «دانکرک بازی» به هوای نولان منصفانه تر از تقلیل آن به تماشای بازی هری استایل باشد.

واژه های کلیدی: تصویر | نمایش | منتقدان | اخبار فرهنگی و هنری

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

معجزه‌ی رهایی 300 هزار سرباز , فیلم «دانکرک»

نویسنده : topsblog